مناظره شیعه و سنی (مشرک شدن با توسل به اموات)

به وهابی گفتم: اگر با تو وارد مناظره شوم آیا در امانم؟ گفت: آری، دوباره به او
گفتم: إذا ناظرتک أفی امان انا؟ گفت: نعم أنت فی امان. گفتم یا شیخ أین عند الرّب؟:
نزد خدا، کجاست؟ گفت: در آسمان! گفتم: یعنی ما در زمین الله نداریم؟ او در جواب من
ساکت شد! گفتم: مگر این آیه را نشنیده‌ای: {وَهُوَ الّذِی فِی السّماءِ إِلهٌ وَفِی
الْأَرْضِ إِلهٌ} (الزخرف/84) (او کسی است که در آسمان و زمین خداست)، {وَهُوَ
مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ} (الحدید/4) (خدا با شماست هر کجا که باشید) او بار
دیگر ساکت شد! به او گفتم: أئمه اطهار(ع) همان‌گونه که در آسمان نزد خدا می‌باشند،
در زمین نیز نزد او هستند و صدای ما را می‌شنوند و بین ما و خداوند واسطه واقع
می‌شوند. او که جوابی برای گفتن نداشت و نزد مردم ضایع شده بود، گفت: زیارت و توسل
به مردگان شرک است ولی توسل به احیاء‌ اشکالی ندارد همان‌گونه که خلیفه دوم این کار
را هنگام قحطی و عدم نزول باران انجام می‌داد؛ همان‌گونه که روایت شده است:
«عن
أنس قال کانوا إذا قحطوا على عهد النبی صلّى الله علیه [وآله] وسلم استسقوا بالنبیّ
صلّى الله علیه [وآله] وسلّم فیستسقی لهم فیسقون فلما کان بعد وفاة النبی صلّى الله
علیه [وآله] وسلّم فی إمارة عمر قحطوا فخرج عمر بالعباس یستسقی به فقال اللهم إنا
کنا إذا قحطنا على عهد نبیک صلّى الله علیه [وآله] وسلّم واستسقینا به فسقیتنا وإنا
نتوسل إلیک الیوم بعم نبیک صلّى الله علیه [وآله] وسلّم فاسقنا قال فسقوا» (صحیح
ابن حبان/ج7/ص110 و صحیح ابن خزیمة/ج2/ص337) به او گفتم: آیا تو به این حدیث اعتقاد
داری گفت: آری! گفتم: فرق شرک به مرده با شرک به زنده چیست؟ طبق گفته تو همان‌گونه
که من مشرک به اموات هستم تو نیز مشرک به احیاء هستی؟ در ضمن اگر تو به این روایت
اعتقاد داری، سؤال می‌کنم آیا عمر افضل است یا عباس عموی پیامبر|؟ او گفت: عباس
عموی پیامبر|، زیرا او از اهل‌بیت(ع) است! (دیدم بحث در مورد عمر است و بسیار خطری!
بذار توپ رو بندازم تو زمین حریف!) گفتم: آیا تو می‌دانی با این حرفت به خلیفه دوم
توهین کردی؟! گفت چگونه؟ من به عمر توهین نکردم! گفتم: این حرفت یعنی: «الخلیفة
الثانی قد غصب الخلافة ممن هو افضل منه»: عمر خلافت را از کسی که بر او برتری دارد
غصب کرده! زیرا عباس برتر از اوست، گفت: من این‌گونه نمی‌گویم! گفتم: آری تو
این‌گونه می‌گوئی! تو به خلیفه توهین کردی! مردم که از شیوه بحث بنده لذت برده
بودند و دیدند که آن وهابی حرفی برای گفتن ندارد با صدای بلند صلوات فرستادند و مرا
بین جمعیت پنهان کردند و به خارج از بقیع فرستادند، و الحمد لله آن وهابی از دیوار
بقیع پایین آمد و دیگر سر و صدا نکرد.
البته حرف‌های آن وهابی از خودش نبود بلکه
مستند به روایاتی جعلی در صحاح سته اهل تسنّن می‌باشد که خداوند را جسم و بالای
آسمان‌ها می‌داند، مانند روایتی که به پیامبر| نسبت داده‌اند که: قال: «هل تدرون ما
بُعدَ ما بین السماء والأرض؟» قالوا: لا ندری، قال:«إنّ بُعدَ ما بینهما إما واحدة
أو اثنتان أو ثلاث وسبعون سنة، ثم السماء فوقها کذلک» حتّى عدَّ سبع سماوات: «ثمّ
فوق السابعة بحر بین أسفله وأعلاه مثل ما بین سماء إلى سماء، ثم فوق ذلک ثمانیة
أوعال بین أظلافهم و رکبهم مثل ما بین سماء إلى سماء، ثم على ظهورهم العرش بین
اسفله و أعلاه مثل ما بین سماء إلى سماء، ثم الله تبارک وتعالى فوق ذلک». (سنن أبی
داود/ج2/ص418؛ سنن ابن ماجة/ج1/ص69)
رسول خدا| فرمود: فاصله زمین تا آسمان 71 و
یا 72 و یا 73 سال است و فاصله آسمان دوم تا آسمان سوم همان اندازه است و همچنان تا
هفت آسمان را شمرد، سپس فرمود: در بالای آسمان هفتم دریایی قرار دارد که عمق آن به
اندازه فاصله دو آسمان است، و در بالای آن هشت بز کوهی قرار گرفته‌اند که فاصله سُم
آنها تا زانوی آنها، به اندازه دو آسمان است و عرش پشت آن بزهای کوهی قرار گرفته
است و فاصله سطح پایین و بالای عرش به اندازه فاصله میان دو آسمان است و بعد فرمود:
خداوند بالای آن عرش قرار گرفته است!؟.

منبع:سایت مجمع جهانی شیعه شناسی

/ 0 نظر / 37 بازدید